سخن حق را از هر کس شنیدی بپذیر، اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از هر که شنیدی نپذیر، اگر چه دوست و نزدیک باشد

 بازدید : مرتبه
 

ملت ایران گرچه تمدنی کهن دارد و همواره به این تمدن کهن خود می بالد اما متاسفانه حافظه تاریخی چندان مناسبی ندارد . از مدنیت و قانوگرایی کوروش و داریوش در عهد باستان سخن می گوید اما خود را مکلف به رعایت کمترین قانون وضع شده توسط خود نیز نمی داند . از ایثار و خود گذشتگی آریو برزن سردار اریایی و خواهرش یوتاب در مقابل سختی ها و دشمنی ها می گوید اما خود را محق کمترین ایثار جانی و مالی در مقابل کشورش نمی داند

بسیار زود قضاوت می کند و با چرخش زمانه می چرخد . او بیش از ان که به اعمال و رفتار دولتمردانش دقت کند چشم به دهان انها دارد که چه می گویند و با رفتن یکی همه خوبی هایش را از یاد می برد و فقط نکات ضعف یادش می ماند . با شروع دوران جدید و انقلاب مردم ایران بر علیه نظام شاهنشاهی متاسفانه دشمنی ها از هر طرف اغاز و این ملت  رادرگیر نمود .

اولین دولت بعد از جنگ دولت آقای هاشمی رفسنجانی با سیاست تعدیل روی کار امد و به دلیل اجرا این سیاستها فضای سیاسی و اقتصادی سختی ایجاد گردید که دولت اصلاحات با شعار اصلاح اوضاع زمام امور را در دست گرفت .در زمان اصلاحات با دوقطبی شدن فضای کشور به اصولگرایان و اصلاح طلبان که هر یک اهرم های خویش را داشتند گرچه فضای نسبتا باز سیاسی ایجاد گردید اما مصالح کشور همواره در تلاطم بوده و به ثبات خاصی نرسید که اقای احمدی نژاد با شعار مردی از جنس مردم به صحنه امد و گرچه با تلاشی بی وقفه نشان از طلوعی زیبا می داد اما متاسفانه با ذوق زدگی و عدم رعایت اصول و مصالح کشور و کارشناسی در بسیاری از امور فرصت ها و منابع بسیاری به هدر رفت و باز دورانی جدید با شعار تدبیر و امید اغاز گردید تا شاید با تدبیری جدید ارامش به کشور بازگردد و امید در دلها زنده شود

اما باز روز از نو و روزگار از نو .....  عده ای از ناتوانی و ضعف دولت جدید و عدم مقابله با موجهای مخالف به جا مانده از تفکرات دوره های گذشته گفتند . اما حال که دولت جدید چند فرماندار بومی را به کار گمارده است باز ذوق و شوقی جدید

اندکی تحمل کنیم تا کارها با تدبیر و حکمت پیش رود و دست از این قضاوت و شتاب زدگی برداریم



 بازدید : مرتبه
 

با سلام

بدلیل مشکلات متعدد کاری مدتهاست وبلاگ بروز نشده است انشالله سعی خواهم کرد گذشته را جبران کنم دوستان به بزرگواری خود ببخشند



 بازدید : مرتبه
 
هی باخود فکر میکنم.
چگونه است که ما در این سر دنیا،عرق میریزیم و وضعمان این است و انها در
ان سر دنیا عرق میخورند و وضعشان آن است.
نمیدانم مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن.دکترشریعتی


 بازدید : مرتبه
 
 گویا این روزها  تحولاتی در شهرداری و شورای شهر چابهار اتفاق افتاده است و جنازه پوسیده اصطلاح بومی و غیر بومی باز نبش قبر شده است . این اصطلاح سالهاست که به گوش ما اشناست و با وجود این که نزدیک به سه دهه در چابهار ساکن هستیم در مواقع مختلف به ویژه زمان انتخاباتها این واژه را به کرات شنیده ایم . بر اساس قوانین و عرف جامعه فرد بومی به کسی گفته می شود که حایز شرایطی چون متولد آن شهر و یا سکونت حداقل پنچ سال در آن شهر و ِیا گذراندن دو مقطع تحصیلی از سه مقطع در آن شهر می باشد .
اما در عصری که ارتباطات و تکنولوژی جهان کنونی را به صورت دهکده ای واحد درآورده است و همه انسانها بر اساس شایستگی و لیاقت توانایی های خویش را بروز می دهند مطرح نمودن چنین افکار عهد دقیانوسی  جای تاثر و تاسف دارد . امید است که این اتفاقات که شنیده می شود بر اساس موازین و معیارهای  مدیریتی اتفاق افتاده باشد و چنانچه در واقعیت نتیجه افکار و ذهنیت های دوستان و بر اساس معیار بومی و غیر بومی صورت گرفته باشد به حال این شهر و شهروندانش باید گریست .
بر اساس شنیده ها برخورد و رفتار نامناسب با بدنه کارشناسی نیروهای شهرداری بر اساس چنین معیارهایی صورت گرفته است که جا دارد دوستان عزیز تجدید نظر  جدی در این مورد بکنند و سرنوشت شهر خویش را با افکار دقیانوسی رقم نزنند .
بر اساس مطالب رسانه های مجازی و واکنش های ا فکار عمومی در  مدت کوتاه روی کار آمدن شورای شهر جدید و انتخاب سرپرست برای شهرداری چابهار نمره قابل قبولی برای این عزیزان بدست نیامده است 




چابهار : پیشانی توسعه جنوب شرق - چابهار نگین توسعه استان - چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران و ........... و صد ها شعار زیبا و جذاب 
در مدت 20 سال اخیر برای شهری که این همه مزیت در آن نهفته است چه کاری انجام شده است ؟ برای شهری که می تواند به عنوان رقبای بندر گوادر و بندر کراچی مطرح شود و جایگزینی برای بندر دوبی امارات گردد چه کارهای زیربنایی انجام شده است ؟
برای بالفعل درآوردن  مزیت هایی چون ترانزیت - گردشگردی - تولید - کشاورزی - تجارت و ........ که می تواند چهره شرق و جنوب شرق ایران را متحول کند و برای همیشه داستان فقر - نا امنی و شرارت را ریشه کن نماید چه اقداماتی انجام شده است ؟
دوستی در یکی از شبکه های اجتماعی  نوشته بود که بندر چابهار شهری بدون بندر . او حکایت خیز برداشتن اداره کل و بنادر و دریانوردی برای تصاحب  پارک صد هکتاری ( تنها پارک ساحلی ) را یادآور شده بود و بی تفاوتی اعضای شورا ب عنوان نمایندگان مردم شهر 
دورنمای توسعه بندر چابهار با شهرهای دیگر بسیار متفاوت است . شهری که در صورت فعال شدن مزیت های خاص آن رشدی سریع و تصاعدی را تجربه خواهد کرد . برای اماده شدن با چنین شرایط خاصی می طلبد دور نمای 50 سال آینده شهر مد نظر برنامه ریزان شهری قرار گیرد و دوستان با بصیرت سر را بلند کرده و تنها جلوی پا خود را ننگرند .
نتیجه همه برنامه ریزی ها و فعالیت های تجاری و اقتصادی و عمرانی معمولا به شرایطی ختم می شود که به بهتر شدن شرایط زندگی شهروندان منتهی گردد 
در غیر این صورت نتیجه ای عاید نمی گردد 
شهر به همان اندازه که به فروشگاه و درمانگاه و مسجد و مدرسه نیاز دارد به مراکز تفریحی و گردشگردی نیاز خواهد داشت تا مردم از لحظات زندگی خود لذت ببرند وجود مراکز تفریحی و گردشگردی از ضروریات اجتناب ناپذیر هر شهری است  . برای توسعه بارانداز ها می توان مناطقی در خارج از محدوده شهر را در نظر گرفت . 
دوستان عزیز در شورای شهر و مدیران سازمانهای ذی ربط در نظر داشته باشند که هر اقدام نسنجیده آنها زیانهای جبران ناپذیری به شهر وارد خواهد کرد  


 بازدید : مرتبه
 
امید " کلمه ای که روح به جان می دمد و در واپسین لحظات درماندگی جان را روح تازه ای می دهد  و سبب می شود که انسان توانایی خویش را باز یابد و باز تدبیر کند . وعده تدبیر و امید به تدبیر در شرایطی که کورسوی امیدی به بهبود شرایط وجود ندارد نیاز به ارائه هیچ تضمینی ندارد و هرکسی برای رهایی از شرایط وانفسای نا امیدی آن را می پذیرد . 
در دو برهه از زمان معاصر این داستان در حوزه سیاست تجربه شده و علیرغم تغییر شرایط نسبی توقع بسیاری برآورده نشده است . موضوع فوق در دو سطح ملی و محلی قابل ارزیابی است 
کشور بزرگ ایران همچون رنگین کمانی از اقوام و مذاهب مختلف هست که هریک شرایط خاص اجتماعی و مذهبی و ... خویش را دارند و توقع دارند سیاستهای کلان کشوری بر اساس نیازهای انها سنجیده و پیاده گردد 
بنظرم یکی از مهمترین توقعات اقوام توجه به بومی گری و استفاده از نیروهای بومی در سطوح مختلف مدیریتی می باشد که این کار باعث می گردد نیروهای بومی با توجه به شناخت خود از شرایط خاص جامعه پیرامونی برنامه ریزی مناسبی برای پیشبرد سیاست های کلان داشته باشند 



                                                                                                                                                                                                                                                                ادامه دارد ........
 



طبقه بندی: اجتماعی، 
 بازدید : مرتبه
 
چرا ماندلا محبوب قلبهاست .؟ او چه خدمتی به جامعه بشریت کرده است که دلها چنین محبوب و مجذوب او شده است ؟ 





 بازدید : مرتبه
 
دوستان سلام 

همچون گذشته کماکان تلاش میکنم به خانه دلم بازگردم .به زودی زود انشالله ......................................


 بازدید : مرتبه
 
با تماس تلفنی باراک حسین و استاد حسن خیلی ها ذوق زده شدن که بزودی یخ های کدورت اب خواهد شد و همه مصیبت هایی که تاکنون گرفتار آن بودیم حل می  شود اما با دیدار باراک حسین و نخست وزیر اسراییل و صحبتهای دو نفر و چرخش باراک باز استرس خیلی ها را فرا گرفت .
این دنیای سیاست هست نه ذوق زده ان خوش و بش باشیم نه نگران این چرخش .
ما هم ان روز گفتیم اماده تعامل هستیم و علاقه ایی به تنش با امریکا نداریم  اما این دلیل نمی شود که در 13 آبان مرگ بر آمریکا نگوییم .شیطان بزرگ .شیطان بزرگ است حتی اگر با آب زمزم خود را تطهیر کند
باراک عزیز : این به اون در . چیزی که عوض داره گله نداره


( برای دیدن یک دوست در استارا مجبور شدم با پرواز به اردبیل بیام چون استارا فرودگاه نداشت و از اردبیل با تاکسی به استارا امدم . از شروع حرکتم چون همش با موبایلم ور می رفتم . راننده فکر می کرد سایت ها رو چک می کنم و اخبار نگاه می کنم همش با استرس و نگرانی  می پرسید . چه شد . همش از مسافرانم می شنوم که باراک حسین هم نامرد از اب در امده و باز ب ما خیانت کرده . نگرانم باز هزینه ها بالا بره و نتونم کرایه خونه ام رو بدم . خلاصه راننده انقدر از سیاست و اقتصاد گفت که من نفهمیدم کی رسیدیم .بیچاره خبر نداشت من تو سیاست نیستم تو وی چتم )



طبقه بندی: اجتماعی، 
 بازدید : مرتبه
 
این وبلاگ بزودی با رویکردی جدید بروزرسانی خواهد شد 

 بازدید : مرتبه
 

مدتهاست که از فضای مجازی دور مانده ام . بیشترین علت آن مسایل کاری بوده است . به طبع دوری از فضای مجازی فرصت سرزدن به سایت ها و وبلاگهای دوستان کمترم نصیبم شده است . در ایام عید فطر با تعدادی از دوستان رسانه ای تماس تلفنی داشتم که  در حلالیت طلبی از دوستان یاسر کرد بهم یادآوری کرد که هرگز حلالت نمی کنم چون از این روزا دست از نوشتن برداشته ای . او از تاثیر رسانه می گفت و این که هر تغییری در پس آگاهی و شناخت است . آگاهی و شناخت حاصل نمی شود مگر آن که چشم و گوش جامعه بیدار باشد . نگاهی به تاریخ بیندازیم که چرا صاحبان زر و زور در طول تاریخ علم و سواد را فقط برای خود انحصاری می کردند و تحصیل علم و دانش برای طبقات پایین اجتماعی یک خط قرمز بود .

بسیاری از ما ممکن است در شروع کار رسانه ای  همچون طفلی کم تجربه از نظر محتوای بحث و رعایت استانداردهای صنفی دچار مشکلاتی باشیم اما به مرور به رشد و بلوغ لازم دست پیدا خواهیم کرد .

 امروز سری به وبلاگ حق گو بلوچ زدم . جواد صادقی وبلاگ نویس و خبرنگاری که نسبت به ما جز اساتید این فن به شمار می رود و  تلاشهای بسیاری را در جهت رونق گرفتن و بلاگ نویسی ایفا کرده است . شروع بکار این وبلاگ نویس عزیز در دوره اخیر با وبلاگهای جنجالی ویکی لیکس چابهار و  ملا بلبل و ...... بود که متاسفانه با حاشیه های فراوانی روبرو شد و بجای نقد موضوعات و .... به مسایلی دیگر پرداخته شد . اما امروز که مطالب حق گو را نگاه کردم کاملا تبدیل به یک وبلاگ حرفه ای با رعایت کلیه اصول اخلاقی و رسانه ای شده بود .

جواد عزیز این روزا در بستر بیماری افتاده است .او برای رونق گرفتن فرهنگ وبلاگ نویسی خون و دلها خورده است .

بنی ادم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار

دوستان : جواد عزیز این روزها نیازمند یاری سبزتان است .با یاد تان و دعای تان این عزیز را یاری نمایید

 سیبا بانک ملی بنام جواد صادقی 6037991435080811



 بازدید : مرتبه
 
امشب دلم بشدت گرفته است .از اون دسته دلتنگی ها که تا وانفسای جان انسان طاقت را می برد . نفس کشیدن برام سخت شده است . احساس می کنم مردانگی از جهان رخت بربسته است . نمی دونم شاید مقصر من باشم که جهان را وارونه می بینم . حس می کنم هیچکس در جای خود قرار نگرفته است .ادمهای بزرگ در کنج عزلتند و غریبانه می نگرند .ادمهای کوچک در جایگاه ادمهای بزرگ ترکتازی می کنند . برای دادخواهی و اجرای عدالت بازار مکاره درست شده است و برای درمان درد های دردمندان طبیبان کاسب شده اند و مریضان مشتری . دزدان روح و جسم همه جا در کمین اند و پاک طینتان برای حفظ گوهر پاک وجودشان نگران . سخت است در این فضای جانفرسا نفس کشیدن . دلدادگی به افسانه ای بدل شده است که تنها در قصه مادر بزرگها می توان یافت و دلدادگان واقعی را در اعماق تاریخ باید جستجو کرد 
انگار بذر اعتماد را از بیخ و بن خشکانده اند و فقط قبای زیبایی به نام تعارف و زبان بازی بر آن پوشانده اند . در این فضای وانفسا ظاهر و باطن ادمها شکلی متفاوت به خود گرفته است و تشخیص را بسیار سخت نموده است . تشنگان قدرت خود را شیفتگان خدمت جا زده اند و هر دم فتنه جدیدی از اخر الزمان را می نمایاند . 




 بازدید : مرتبه
 
لیست 63 نفره شرکت کنندگان در چهارم دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا در شهر چابهار  از چند جهت قابل تامل است . قبل از هر گمانه زنی منفی در مورد ترکیب شرکت کنندگان و میزان سواد و تخصص و تجربه انها در مورد مدیریت شهری که قرار است در کمتر از یک دهه دیگر به عنوان یکی از بزرگترین بنادر منطقه مطرح گردد شوق و علاقه و احساس مسولیت مردم در مشارکت فعالیت های اجتماعی قابل ستایش است .
از نکات بسیار جالب و قابل تامل در لیست فوق مشاهده اسامی فامیلی و خانوادگی  در شیفتگان خدمت برای تصدی کرسی های شورای شهر چابهار است . این نکته می رساند که برای بعضی از عزیزان تصاحب حداقل یکی از کرسی ها تحت هر شرایطی فرض عینی شمرده می شود . ذکر این نکته نیز لازم است که در بین افراد ثبت نام شده نام افراد توانمندی دیده می شود و امید می رود بزرگان و ریش سفیدان قوم بدور از هرگونه تعصب فامیلی و قومیتی و تنها بر اساس شایستگی و توانمندی افراد نسبت به گزینش و تشکیل ائتلاف های موثر اقدام نمایند .اقدامی که متاسفانه در دوره های قبل کمتر به آن بها داده شده است .
متاسفانه نگاه های خرد و صنفی به جایگاه نمایندگی مردم اعم از نمایندگی مجلس شورای اسلامی و یا نمایندگی در شورا های شهر و روستا جایگاه این پست ها را بشدت تنزل داده است و علیرغم استعداد و قابلیت شهرهای استان به ویژه چابهار برای جهش توسعه یی در تمام زمینه ها به دلیل ناکارآمدی و ضعف نمایندگان در پیگیری پروژه های کلان پیشرفت چندانی حاصل نشده است . ............

                                                                                                                                                                                                                                                              ادامه دارد ..........


 بازدید : مرتبه
 
سخت است ادم از دلتنگی های خود سخن بگوید اما همواره مواظب باشد تا به ساحت دن کیشوت های زمانه بر نخورد . از نامردیها سخن بگوید اما مصداقی برای تایید گفته هایش به زبان نیارد . مباد دن کیشوت های دوران دلخور شوند . دن کشیوت هایی که جز خود و افکار خود نمی بینند . اگر خوب بنگریم دنیای اطرافمان مملو از صاحبان چنین افکاری است . انان دنیای ملموس عینی وعلمی و تجربی را رها کرده اند و به دنیای خیالی خود اویزان شده اند . انان در دنیایی از توهمات قرار دارندو دانایی عقل خود را  برتر از همه می دانند و جز سخن خود سخن حقی را نمی شناسند . انان با رفتارهای خود دیگران را تحقیر می کنند و رفتار خود را متمدنانه قلمداد می کنند .
انان سرداران میدان خیال و احساس هستند و شادی خود را در شکست اندیشه های واقعیت می بینند . خود برتر بینی و خود بزرگ بینی از صفات بارز دن کیشوت های زمانه است . انان خود را صاحب اندیشه و باورهای راستین می دانند و رفتارهای اعتراض امیز دیگران نسبت به خود را مرگ باورهای خود می دانند در حالی که خود پیک مرگند . مصاحبت با چنین ادمهایی حکم همسایگی با گسل های زلزله را دارد و ممکن است هر لحظه تو رو مدفون کند



 بازدید : مرتبه
 
اولین بار جمله کوتاه احساس تکلیف را در اواخر دوران ریاست جمهوری ایت الله هاشمی رفسنجانی شنیدم . این جمله کوتاه اززبان یکی از مطرح ترین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری  سال 76 گفته شد . در آن دوران احساس تکلیف کردن زیاد مرسوم نبود . اما بعدها در انتخابات شورای شهر و روستا و انتخابات های مجلس  خیلی ها این احساس بهشان دست داد .
اما گویا در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری این احساس  اپیدمی شده است . تا جای که جناب آقای دکتر ولایتی رسما اعلام نموده است که خواهشا دیگر احساس تکلیف نکنید . جناب آقای باهنر نیز در پیامی اعلام نموده است که گویا حضرت جبریل هر شب بر یکی نازل می شود و بر او نامزد شدن را تکلیف می کند . اما در حالی که احساس تکلیف داشتن برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری بر عموم سیاست مداران ایران الزامی شده جناب اقای فتاح (وزیر سابق نیرو) در پاسخ تعدادی از هوادارن خود گفته است :خدمت به کشور ، الزاماً با احساس تکلیف برای آمدن و کاندیدا شدن میسر نمی شود بلکه گاه احساس تکلیف به نیامدن ، گزینه ارجح است.
بدست آوردن رای مردم تحت هر شرایطی هم گویا نوعی احساس تکلیف شده است . با وجود هشدار اقتصاد دانان مبنی بر اشتباه بودن توزیع یارانه های نقدی و اترات شدید تورمی ان اکثر کاندید ها بر ادامه این سیاست و افزایش آن بر یکدیگر پیشی گرفته اند . در حالی که مقام معظم رهبری در سخنان خود بهره گیری از سیاست های مناسب کنونی و دوری از سیاست  های اشتباه کنونی تاکید کرده است .
از تاریخ بیست و ششم فروردین نیز ثبت نام شورهای اسلامی شهر و روستا شروع می شود . در این عرصه نیز احساس تکلیف به خیلی ها دست داده است .ما در این مقطع و در این عرصه این احساس را بشدت سرکوب کردیم . شاید در عرصه ای دیگر و متفاوت اگر زورمان بهش نرسد باز عود کند . برای همه دوستان ارزوی موفقیت دارم 



طبقه بندی: انتخاباتی،  سیاسی،  اجتماعی، 
 بازدید : مرتبه
 
فاجعه مصیب بار زلزله بوشهر  را به هموطنان عزیز و به ویژه مردم داغدیده استان بوشهر تسلیت گفته و امیدواریم دولت و ملت ایران با تمام توان خویش در کاهش دردها و الام بازماندگان تلاش نمایند 


 بازدید : مرتبه
 
چه مظلوم است خدا که پایان مهمانی اش را جشن می گیرند !"

دیروز چه دعایی کردید ؟

برای زنان بی سرپرست و بد سرپرست دعا کردید ؟

برای مستمندان و مساکین و فقرا ؟

زنانی که فقر به تن فروشی وادارشان کرده !

معتادان

کودکان کار و خیابان

برای شربانو

برای هدایت مردان هوسران وچشم چران

هدایت پیرمردی که دخترکان کم سن و سال چشمش را می گیرند !

ملاهای کم سوادی که دین را به تارج داده اند.

دختر و پسرهایی که کمبود محبت و عاطفه دارند !

برای مطلقه ها

برای آبروهای به تاراج رفته ی انسان های بی گناه .

میانماری ها و زلزله زدگان آذربایجان

زندانیان دربند

بیماران بی پول

بیماران محتاج به دعای پولدار

بیماری که سالهاست تخت مامنش شده و زخم بستر گرفته

گازوئیل کش ها

برای فرزندان طلاق و اعتیاد و نامشروع

برای زنی که حسرت یک نگاه گرم و دوستت دارم شوهرش به دلش ماند.

پدربزرگ ها و مادربزرگ های خانه سالمندان

یا شاید فقط برای شادی روح رفتگان و صبر بازماندگان دعا کردید؟!

یا برای روح های یخ زده ی مرده های متحرک امروزی !!

دعا کردید که آرامش نصیب همه مان بشود و صلح فراگیر و همه گیر شود.


بازنشر از ابگینه



موضوع مهمی که در طول تاریخ برای انسانها مطرح بوده و نه تنها در عرصه اندیشه بلکه در عرصه عمل نیز ثابت شده است و شاید یکی از اصولی که باعث پذیرش و رهنمون شدن بشریت به پدیده دموکراسی بوده بحث خرد جمعی می باشد . اعتقاد بر این باور که اعتماد به خرد جمعی جامعه عاقلانه تر از اعتماد به خرد اقلیتی از جامعه است .حتی اگر این اقلیت گروه اندک نخبگان باشد .

با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا مقدمه فوق بهانه ای شد تا به نقش خرد جمعی در این مقوله بپردازیم .
انتخابات ریاست جمهوری یک فرآیند ملی به حساب می آید و خروجی آن بیش از آن که در تحولات منطقه ای و محلی تاثیر گذار باشد در تحولات ملی و بین المللی  تاثیر خود را نشان می دهد اما انتخابات مجلس و شوراهای شهر و روستا و انتخاب گزینه های مناسب که دارای صلاحیت های اجتماعی و تخصصی باشند تاثیر ویژه خود را در بهبود شرایط زندگی شهروندان نشان می دهد .
در عرصه اندیشه همه تلاش و سعی شهروندان یا به عبارات دیگر خرد جمعی جامعه در جهت برآورده نمودن نیازهای جامعه است اما در عرصه عمل انچه که اتفاق می افتد تلاش گروههای اقلیت جامعه برای قرار دادن نماینده خود در این گروه تصیمم گیرنده است . متاسفانه تنها فاکتوری که در این گزنیش مد نظر قرار نمی گیرد توانایی ها و شایستگی های فرد مورد نظر برای نمایندگی در این جمع است 
گرچه معرفی نماینده از گروه ها و قومیت های مختلف در یک جامعه حق افراد آن جامعه است اما زیاده خواهی و ملاک قرار ندادن فاکتور شایستگی و توانایی سم مهلکی می گردد که پیشرفت آن جامعه را متوقف می کند 
مشارکت گروههای اقلیت جامعه و تشکیل یک جمع حداکثری برای اداره جامعه ستودنی است اما انتظار این گروههای اقلیت برای حضور حداکثری خود در این جمع بدون در نظر گرفتن شرایط های اجتماعی و تخصصی نمایندگان معرفی شده خروجی تلاش خرد جمعی را زیر سوال می برد و نتیجه لازم و مناسب از این مشارکت حاصل نمی گردد . 
امید است بزرگان جامعه بیش از آن که به تعدد و یا حضور نمایندگان قومیت های مختلف جامعه در چنین گروههای تصمیم گیری اهمیت بدهند به صلاحیت ها و شرایط اختصاصی نمایندگان معرفی شده توجه کنند و صرف تعلق داشتن به فلان قومیت ملاک حضور در چنین جمعی نباشد . موضوعی که در چند دوره اخیر به آن هیچ توجهی نشده است و نتیجه آن بر همگان عیان است 


                                                                                                                                                                                                                                                                 




طبقه بندی: اجتماعی، 
 بازدید : مرتبه
 
با توجه به وقفه چند ماهه ای که در فعالیت وبلاگ به وجود امده  از همه خوانندگان عزیزی که به امید بروز بودن مطالب مراجعه کرده اند عذرخواهی می کنم .  این وبلاگ در سال جدید با رعایت کلیه موازین اخلاقی و عرفی جامعه فعالیت نقادی و تحلیلی خود را ادامه خواهد داد و کمافی السابق خود را نیازمند کمک و همیاری کلیه دوستان می داند .


 بازدید : مرتبه
 
امشب اومدم پست بنویسم چون دلم واسه نوشتن تنگ شده بود اما واقعیتشو بخواین چیزه خاصی برای نوشتن مدنطرم نیست نه اینکه حرفی نداشته باشم برعکس تا دلتون بخواد حرف برای گفتن دارم و اینقدر حرفای دلم زیاد شده که به محض دیدن یک دوست حرفا سرریز میشه اما افسوس که دنیای وبلاگ نویسی محدودیت ها خاص خودشو داره و در عین اینکه مجازیه و خیلی از ابعاد شخصیتی ادم ناشناختس اما در کل یک شخصیت ملموسی از وبلاگ نویس در دید خواننده ترسیم میکنه و این شخصیت در نوع خودش واقعیه بدتر از همه اینکه معمولا این وبلاگنویسی ها با اینکه با هدف مقطعی بودن شروع میشن اما معمولا اونقدر تاثیراتش در زندگی محسوس هست و اونقدر وابستگی ایجاد میکنند که خواه ناخواه وبلاگ نویس را به سمت فاش کردن شخصیت واقعیش پیش میبرن و وبلاگنویسی گاهی جزء جدایی نا پذیر زندگی وبلاگ نویس میشه.

من خودم قبل از زدن این وبلاگ شاهد تغییر سمت و سوی بسیاری از وبلاگ ها بودم که خیلی خیلی برام عجیب بود.خوشبختانه یا متاسفانه یکی از خصوصیات وبلاگنویسی همینه که در دراز مدت شخصیت واقعی نویسنده را لو میده.

در هر صورت من فکر میکنم نمیشه جهت خاصی را برای وبلاگنویسی تعیین کرد و یا الگویی در این راستا در نظر گرفت تنها قاعده ای که میشه عنوان کرد رعایت فرهنگ و عرف جامعه است

دنیای مجازی هم مثل هر دنیای دیگه دارای حدود و مرزهایی برای ایجاد یک نوع امنیت روانی و اخلاقیه که تمام ما محتاج هستیم به چنین فضایی و مطمئنا چنین فضایی ایجاب نمیشه مگر با احترام به شان و حقوق هم در تک تک واژه هایی که به کار میبریم.

اخیرا یک فضای انتقادی و بهتر بگم تخریب در وبلاگها رایج شده که به جای نقد فضایی اهانت آمیز و مخرب به وجود میارن و به نوعی شخصیت وبلاگ نویس و سایرین را نشانه میگیرن .

در هر صورت نقد کردن هم اصول خاص خودش را داره بهتره بدونیم و اگر وبلاگی مطابق با سلایق ما نیست لزوما به درد نخور نیست و مطمئنا مهمتر از محتوای یک وبلاگ برخورد احترام آمیز من و شما با افراد جامعه وبلاگنویسیه .

امیدوارم همه ما مظهری از زندگی در قالب واژگانمان باشیم  .



 بازدید : مرتبه
 
بهار بستر مهر است و دفتر معرفت .قصه هستی است و حکایت وابستگی ها و فراموشی خستگی ها .
بهاران با تمام رمز و راز و زیبایهایش مبارک باد 


 بازدید : مرتبه
 
اگر تو ثروتمند باشی، سرما یک نوع تفریح می شود تا پالتو پوست بخری، خودت را گرم کنی و به اسکی بروی، اگر فقیر باشی، برعکس، سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف متنفر باشی. کودک من! تساوی تنها در آن جایی که تو هستی وجود دارد، مثل آزادی. ما تنها توی رحم برابر هستیم.

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد/ اوریانا فالاچی


نوهان

  پس از معارفه آقای حاتم نارویی به عنوان استاندار استان سیستان و بلوچستان بحث تغییرات مدیریتی و عزل و نصب ها در استان داغ شد، هر روز شایعات و اخباری از کوشه و کنار به گوش می رسید و گاها فراموش شده یا تکدیب میشد. اما در نهایت می توان گفت تغییرات محسوسی را شاهد هستیم، اما نکته ای که در این یادداشت مورد توجه است موج انتصابات در بلوچستان و جنوب استان می باشد.با دقت در کرسی های مدیریتی این منطقه و افرادی که قبول خدمت کرده اند به یک ویژگی شاخص برمی خوریم و آن جوان و بومی بودن این مدیران است.



ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


اختصاصی ندای زاهدان - یاسر کرد - شهرستان خاش دارای سه بخش( مرکزی ، ایرندگان و نوک آباد) و سه رودخانه دائمی ( ایرندگان ، سنگان و کارواندر) است . بخش ایرندگان که حوزه وسیعی را در بر می گیرد در 80 کیلومتری خاش واقع شده است. عمده روستاهای این بخش در حاشیه رودخانه های پر آب ایرندگان و مرنتاک که از رشته کوههای : بیرک ، کوههای پنج انگشت و نیلگان خاش و کوههای شمالی سرباز سرچشمه می گیرند ؛ بوجود آمده اند. این رودخانه ها نقش مهمی در ایجاد یک تجمع جمعیتی و کشاورزی پر رونق داشته است. خرما ، برنج و مرکبات ایرندگان مشهور است.

از لحاظ اقلیمی هم ایرندگان منطقه ای خاص است. منطقه وسیع ایرندگان محل تلاقی دو رویشگاه خلیج عمانی و ایران - تورانی است. در واقع در قسمتهای شمالی این منطقه شما می توانید ویژگیهای جانوری و گیاهی و زمین شناختی ایرانی را ببینید و در مرکز و جنوب این دهستان نیز ویژگیهای خلیج عمانی خود نمایی می کند. جمعیت این بخش بر اساس سرشماری سال 1385: 12695 نفر بوده و شامل سه دهستان کهنو و ایرندگان و سر کور است .



ادامه مطلب را مطالعه فرمایید
 بازدید : مرتبه
 

اول

سیرکان یک شهر کوچک از شهرستان سراوان است. تقریبا نزدیک مرز پاکستان. راه آسفالته‌ای از طریق کلپورگان به سراوان متصل می کند. البته من شخصا این بخش از سراوان را ندیدم. اطلاعات بر اساس صفحه ویکی‌پدیا فارسی استخراج شد‌‌ه است.کتابخانهٔ سیرکان نیز در ۲۱ ماه مه ۲۰۰۵ از سوی انجمن یاری گشایش یافت.(ویکی‌پدیا)

دوم

تقریبا دو ماه پیش استاد احیاگر سفالگری کلپورگان، مرحوم دلمراد دهواری در گذشت. او مسئول سفال کلپورگان بود. به قول محمد صدیق دهواری «شخصیتی بی ادعا وبی توقع که سعی وتلاش نمود این هنر آبا واجدادی را حفظ کند واجازه ندهند چراغ کوره سفال کلپورگان خاموش شود او از خودمایه می گذشت تا این چراغ روشن بماند.»

کلپورگان

کلپورگان

سوم

حال ما با کمک دوستان و شما عزیزان می خواهیم به کتابخانه‌ی سیرکان تعداد کتاب و سی‌دی آموزشی و کمک آموزشی اهدا کنیم. برای این آنکه حرکت ما نمادین و به یاد یکی از کسانی باشد که برای فرهنگ و هنر آن منطقه زحمات فراوانی کشیده است، ما به نام دلمراد دهواری این جرکت را مزین کردیم.

دهواری

دهواری

حال

اگر شما دوست عزیز که این مطلب را می خوانید و می خواهید ما را در این راه همراهی کنید کافی است:

۱. عدد ۲۰۰۵ را به شماره ۱۰۰۰۵۴۷۲۲۲۳۳۳۰ پیامک کنید تا با شما تماس بگیریم.

۲. یا از طریق همین وب‌سایت و ایمیل ما را از تصمیم‌ خود با خبر سازید.

یاهو!

باز نشر : وب سایت مصطفی دانشور



 بازدید : مرتبه
 

سلام 

دوستان عزیز : به دلیل پاره ای از مشکلات  کاری مدتی از فضای مجازی دور بوده ام . انشالله به زودی بازخواهم گشت 



 بازدید : مرتبه
 
 واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت،هم کلید زندگیست
گفت: “زین معیار اندر شهرما، یک مسلمان هست آن هم ارمنیست” !!؟
پروین اعتصامی



 بازدید : مرتبه
 
از بین همه نعمتهای خداوند نعمت حس است که باعث می شود ادمی در همه کارهای خود با توان و انرژی مضاعفی عمل کند . حس کار کردن - حس نوشتن - حس ....... . 


دوست مجازی ام نوهان مطلب زیبایی در مورد مدیریت  معکوس و نتیجه آن بر توسعه و آبادانی منطقه بلوچستان در وبلاگ خود نوشته است که حیفم آمد آن را باز نشر نکنم . انشاالله در یک  فرصت مناسب نیم گاهی به این مطلب دوست خوبم در این وبلاگ خواهم داشت 

رشد و ترقی و توسعه، واژه هایی قشنگ و دوست داشتنی هستند که هم خواسته ی مردم و هم دولت است. ژاپن، مالزی، امارات، ترکیه و بسیاری کشورهای دور و برمان شده اند نقل هر مجلس و بحث در باب توسعه و هر مثال مان برای معرفی الگویی از ترقی و مدیریت پیشرفت به نوعی با نام امثال این کشور ها اجین شده است!چیزی که خود به آن معترف و واقفیم، این است که به لحاظ منابع معدنی و طبیعی و نیروی انسانی و بسیاری فاکتورهای دیگر که لازمه ی گام برداشتن در مسیر رشد و توسعه می باشدچیزی کم نداریم. اما چه نوع تفکر یا عواملی ما را از روند حرکتی رو به رشد در مسیر توسعه همه جانبه باز داشته است؟!

پاسخ های زیادی در این باره شنیده ایم و گفته ایم، اما واقعا در مواردی ضعف مدیریتی در برخی ادارات و ارگان ها به حدی ملموس می شود که بدون تحقیق و تفحص برای عموم نیز مشهود است.حال این سوال برایمان برجسته می شود که آیا برخی از مدیران شایستگی پست و منصبی که به عنوان خادم ملت در اختیار دارند هستند؟! آیا توانایی مدیریت صحیح و مناسب سرمایه های ملی را دارا هستند؟ در شرایط بحران به چه میزان خلاقند و کارایی مثبت دارند؟!

کمی ظریف تر به قضیه بنگریم، چندی پیش مجموعه تصاویری از تلفیق ابتکار و خلاقیت مردم آن طرف آب را مشاهده می کردم. موارد بسیار جالب و در عین حال ساده اما خلاقانه ای توجهم را جلب کرد. به عنوان مثال مهندسی که پروژه ساخت یک ساختمان را به عهده داشته است اما یک درخت مانع روند تکمیلی عملیات بوده اما در پایان پروژه ما ساختمانی را مشاهده می کنیم که درختی از میان دیوار ساختمان به طرز فوق العاده جالب و خلاقانه ای بدون اختلال عبور کرده و جزئی از معماری آن محسوب می شود. این خود امتیازی برجسته برای مهندس پروژه محسوب می شود و در اینجا به وضوح در میابیم که نوع تفکر و مدیریت چگونه می تواند شرایط تهدید را به فرصت تبدیل کند.

اما چرا چنین ویژگی هایی در مدیران و مهندسان منطقه خودمان مشاهده نمی کنیم یا بسیار محدود؟!

با نگاهی به اعتبارات و بودجه هایی که برای عمران و توسعه منطقه در نظر گرفته شده است،متوجه می شویم در مواردی نه تنها مشکل منابع مالی درکار نبوده بلکه بسیار هم ولخرجی کرده ایم اما نتیجه بسیار معکوس و نا امید کننده بوده است! به نظر می رسد در موارد بسیاری بخش قابل توجه و زیادی از انرژی، بودجه و هزینه ها صرف ناکارآمدی و بی لیاقتی مدیران و مجریان پروژه ها می شود. بخصوص در منطقه بلوچستان که بارها شاهد بوده ایم مدیران و متخصصانی دوره های آزمون و خطای خود را بدون هیچ دردسر و دغدغه ای در این منطقه گذرانده و بعد از کارآزموده شدن به مناطق خوش آب و هواتری جهت خدمت فعالانه تر نقل مکان کرده اند!

نکته دیگر اینکه برخی از مدیران که برچسب خادم ملت بر پیشانی شان خورده! فضا و حیطه مسئولیتی که در اختیار دارند را ملک شخصی خود می دانند! و گاها اصلاحاتی سلیقه ای اعمال می کنند،به گونه ای که خود هم مهندس و کارشناس و هم دانای کل هستند. به عنوان مثال یکی از مدیران برجسته فرهنگی و هنری شهر که انتظار می رود متناسب با منصبی که دارند نگاهی متفاوت نسبت به پیرامون و مسائل داشته باشند درحرکتی به ظاهر کارشناسانه (مدیر سالارانه) اقدام به قطع چندین اصله درخت با قدمت چندین ساله در محوطه نهاد زیر نظر خود کردند.درختانی که اگر بخواهیم جایگزین شان را داشته باشیم شاید هزینه و زمان زیادی را باید صرف کنیم. متاسفانه در چنین مواردی پاسخ کارشناسانه و قانع کننده ای هم شنیده نمی شود!

چنین مدیرانی نه تنها در شرایط بحران قادر به اندیشیدن و تصمیم گیری مناسب نیستند، بلکه از آنها نباید انتظار کاری خلاقانه را هم داشت. شاید هنر مدیریتی شان در هدر دادن بودجه و سرمایه های ملتی باشد که لیاقتشان خیلی بیشتر از این افراد است. و به راستی شایسته مردم صبور و مظلموم این منطقه مدیران و متخصصانی دلسوز مدبر و اندیشمند است.

به دست خود درختی می نشانم              به پایش جوی آبی می کشانم

کمی تخم چمن بر روی خاکـــــش              بـــرای یادگــــاری می فشـــانم

درخــــتم کم کم آرد بـــرگ و بـاری              بســـازد بر سر خود شاخساری

چمن روید در آنجا ســــبز و خـــرم               شـود زیر درختــــم سبـــزه زاری

به تابستـــــان که گـــرما رو نماید               درختـم چتـــر خود را می گشاید

خنک می سازد آنجا را ز ســـــایه               دل هــــر رهـــــگذر را مـــی رباید

به پایش خسته ای بی حال و بی تاب        میان روز گرمــــی می رود خواب

شود بیدار و گوید : ای که اینــــجا              درختـــی کاشتی روح تو شاداب

(شعر:عباس یمینی شریف)




 بازدید : مرتبه
 
 فردا 21 دسامبر 2012 است . می گویند  بیش از 5 هزار سال پیش قوم مایا که دارای تمدنی پیشرفته بودند چنین روزی را پایان جهان پیش بینی کردند . در صورت وقوع چنین اتفاق بزرگی از خانم های عزیز درخواست می گردد اگر در آن جهان احیانا سیبی به انها تعارف شد از خوردن آن جدا خوداری فرمایند که حال برگشتن دوباره به این جهان را نداریم 


(تعداد کل صفحات:19)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

عناوین ویژه
پیوند های سایت
نویسندگان
آرشیو مطالب
ترجمه سایت