تبلیغات
توسعه مکران - مدیریت معکوس بلای جان توسعه منطقه بلوچستان
سخن حق را از هر کس شنیدی بپذیر، اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از هر که شنیدی نپذیر، اگر چه دوست و نزدیک باشد

دوست مجازی ام نوهان مطلب زیبایی در مورد مدیریت  معکوس و نتیجه آن بر توسعه و آبادانی منطقه بلوچستان در وبلاگ خود نوشته است که حیفم آمد آن را باز نشر نکنم . انشاالله در یک  فرصت مناسب نیم گاهی به این مطلب دوست خوبم در این وبلاگ خواهم داشت 

رشد و ترقی و توسعه، واژه هایی قشنگ و دوست داشتنی هستند که هم خواسته ی مردم و هم دولت است. ژاپن، مالزی، امارات، ترکیه و بسیاری کشورهای دور و برمان شده اند نقل هر مجلس و بحث در باب توسعه و هر مثال مان برای معرفی الگویی از ترقی و مدیریت پیشرفت به نوعی با نام امثال این کشور ها اجین شده است!چیزی که خود به آن معترف و واقفیم، این است که به لحاظ منابع معدنی و طبیعی و نیروی انسانی و بسیاری فاکتورهای دیگر که لازمه ی گام برداشتن در مسیر رشد و توسعه می باشدچیزی کم نداریم. اما چه نوع تفکر یا عواملی ما را از روند حرکتی رو به رشد در مسیر توسعه همه جانبه باز داشته است؟!

پاسخ های زیادی در این باره شنیده ایم و گفته ایم، اما واقعا در مواردی ضعف مدیریتی در برخی ادارات و ارگان ها به حدی ملموس می شود که بدون تحقیق و تفحص برای عموم نیز مشهود است.حال این سوال برایمان برجسته می شود که آیا برخی از مدیران شایستگی پست و منصبی که به عنوان خادم ملت در اختیار دارند هستند؟! آیا توانایی مدیریت صحیح و مناسب سرمایه های ملی را دارا هستند؟ در شرایط بحران به چه میزان خلاقند و کارایی مثبت دارند؟!

کمی ظریف تر به قضیه بنگریم، چندی پیش مجموعه تصاویری از تلفیق ابتکار و خلاقیت مردم آن طرف آب را مشاهده می کردم. موارد بسیار جالب و در عین حال ساده اما خلاقانه ای توجهم را جلب کرد. به عنوان مثال مهندسی که پروژه ساخت یک ساختمان را به عهده داشته است اما یک درخت مانع روند تکمیلی عملیات بوده اما در پایان پروژه ما ساختمانی را مشاهده می کنیم که درختی از میان دیوار ساختمان به طرز فوق العاده جالب و خلاقانه ای بدون اختلال عبور کرده و جزئی از معماری آن محسوب می شود. این خود امتیازی برجسته برای مهندس پروژه محسوب می شود و در اینجا به وضوح در میابیم که نوع تفکر و مدیریت چگونه می تواند شرایط تهدید را به فرصت تبدیل کند.

اما چرا چنین ویژگی هایی در مدیران و مهندسان منطقه خودمان مشاهده نمی کنیم یا بسیار محدود؟!

با نگاهی به اعتبارات و بودجه هایی که برای عمران و توسعه منطقه در نظر گرفته شده است،متوجه می شویم در مواردی نه تنها مشکل منابع مالی درکار نبوده بلکه بسیار هم ولخرجی کرده ایم اما نتیجه بسیار معکوس و نا امید کننده بوده است! به نظر می رسد در موارد بسیاری بخش قابل توجه و زیادی از انرژی، بودجه و هزینه ها صرف ناکارآمدی و بی لیاقتی مدیران و مجریان پروژه ها می شود. بخصوص در منطقه بلوچستان که بارها شاهد بوده ایم مدیران و متخصصانی دوره های آزمون و خطای خود را بدون هیچ دردسر و دغدغه ای در این منطقه گذرانده و بعد از کارآزموده شدن به مناطق خوش آب و هواتری جهت خدمت فعالانه تر نقل مکان کرده اند!

نکته دیگر اینکه برخی از مدیران که برچسب خادم ملت بر پیشانی شان خورده! فضا و حیطه مسئولیتی که در اختیار دارند را ملک شخصی خود می دانند! و گاها اصلاحاتی سلیقه ای اعمال می کنند،به گونه ای که خود هم مهندس و کارشناس و هم دانای کل هستند. به عنوان مثال یکی از مدیران برجسته فرهنگی و هنری شهر که انتظار می رود متناسب با منصبی که دارند نگاهی متفاوت نسبت به پیرامون و مسائل داشته باشند درحرکتی به ظاهر کارشناسانه (مدیر سالارانه) اقدام به قطع چندین اصله درخت با قدمت چندین ساله در محوطه نهاد زیر نظر خود کردند.درختانی که اگر بخواهیم جایگزین شان را داشته باشیم شاید هزینه و زمان زیادی را باید صرف کنیم. متاسفانه در چنین مواردی پاسخ کارشناسانه و قانع کننده ای هم شنیده نمی شود!

چنین مدیرانی نه تنها در شرایط بحران قادر به اندیشیدن و تصمیم گیری مناسب نیستند، بلکه از آنها نباید انتظار کاری خلاقانه را هم داشت. شاید هنر مدیریتی شان در هدر دادن بودجه و سرمایه های ملتی باشد که لیاقتشان خیلی بیشتر از این افراد است. و به راستی شایسته مردم صبور و مظلموم این منطقه مدیران و متخصصانی دلسوز مدبر و اندیشمند است.

به دست خود درختی می نشانم              به پایش جوی آبی می کشانم

کمی تخم چمن بر روی خاکـــــش              بـــرای یادگــــاری می فشـــانم

درخــــتم کم کم آرد بـــرگ و بـاری              بســـازد بر سر خود شاخساری

چمن روید در آنجا ســــبز و خـــرم               شـود زیر درختــــم سبـــزه زاری

به تابستـــــان که گـــرما رو نماید               درختـم چتـــر خود را می گشاید

خنک می سازد آنجا را ز ســـــایه               دل هــــر رهـــــگذر را مـــی رباید

به پایش خسته ای بی حال و بی تاب        میان روز گرمــــی می رود خواب

شود بیدار و گوید : ای که اینــــجا              درختـــی کاشتی روح تو شاداب

(شعر:عباس یمینی شریف)




عناوین ویژه
پیوند های سایت
نویسندگان
آرشیو مطالب
ترجمه سایت